وبلاگ سید محمد غفاریان

مرد را دردی اگر باشد خوش است ، درد بی دردی علاجش آتش است ... (مجذوب تبریزی)

وبلاگ سید محمد غفاریان

مرد را دردی اگر باشد خوش است ، درد بی دردی علاجش آتش است ... (مجذوب تبریزی)

به وبلاگ سید محمد غفاریان خوش آمدید. من دانشجوی مقطع دکتری رشته مهندسی کامپیوتر در دانشگاه صنعتی امیرکبیر هستم. در این وبلاگ من نظرات، دانش و تجریبات شخصی خودم در حوزه های مختلف از جمله دنیای فناوری اطلاعات و مباحث کامپیوتری، باورهای مذهبی و موضوعات سیاسی-اجتماعی را منتشر خواهم کرد. به امید آنکه این مطالب مورد استفاده دیگران نیز قرار گیرد.

دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

سه شنبه, ۱۳ مهر ۱۳۹۵، ۰۴:۱۵ ب.ظ

۰

متنفرم از آنکه وهن اهل بیت کند

سه شنبه, ۱۳ مهر ۱۳۹۵، ۰۴:۱۵ ب.ظ

 

بسم رب الحسین

 

امروز دوم محرم الحرام سال ۱۴۳۸ هجری قمری است و سپاس پروردگار عالم را که توفیق عنایت کرد بار دیگر ایام سوگواری سید و سالار شهیدان را درک کنم. الحمدلله از بزرگترین نعمت‌هایی که خداوند بر من ارزانی داشته رشد و نمو در یک خانواده اصیل و مذهبی زیر سایه پدر و مادری فرهیخته و فداکار است و از همین سبب من از دوران کودکی در هیئات مذهبی حضور داشته‌ام. در کنار تمام زیبایی‌هایی که از دوران کودکی تا جوانی از مراسم عزاداری شیعیان در ایران دیده‌ام، برخی زشتی‌ها و جهالت‌ها هم همواره مرا متأثر و متأسف کرده است. در این مطلب دو مورد از مهمترین زشتی‌ها و جهالت‌های مراسم عزاداری شیعیان ایرانی را می‌خواهم اشاره کنم باشد که در آینده مراسمات ما به تدریج خالی از این زشتی‌ها و جهالت‌ها شود. لازم به ذکر است که هر دو مورد متوجه علما، نخبگان، خطیبان، و مداحان است و اتفاقا به عوام الناس ارتباطی ندارد.

 

۱) عدم بهره‌برداری شایسته و بایسته از ظرفیت‌های عاشورا

این مورد را مختصر و سربسته عرض می‌کنم: از ناراحت کننده ترین مشاهدات من در این همه سال گذر ایام محرم، عدم بهره برداری شایسته و بایسته علما، نخبگان، خطیبان، و مداحان از ظرفیت‌های فوق العاده ایام محرم است. اگر نگاه کنید می‌بینید که در ایام محرم جمع کثیری از جمعیت جامعه شب‌های متعددی در هیئات مذهبی پای سخنرانی علما و خطیبان و بعد هم مدیحه‌سرایی مداحان حاضر می‌شوند. این یک فرصت ناب و طلایی است که نخبگان از آن بهره برداری کنند تا رشد معرفت دینی عموم مردم را هدایت کنند. اینجا جایی است که باید آن درس‌های بزرگ و عبرت عظیمی که در واقعه عاشورا هست را برای مردم تبیین کرد تا نتایج آنرا در رخدادهای مهم امروزی جامعه شاهد باشیم. وقتی مردم با آن درس‌‌های بزرگ عاشورا آشنا شوند آنگاه بسیاری از کجروی‌هایی که امروزه در عرصه سیاسی و اجتماعی و فرهنگی شاهد هستیم کمتر و کمتر خواهد شد.

آن درس‌های بزرگ چیست؟ این خود حدیث مفصلی است که در اینجا مجال پرداختن به آن نیست اما خیلی خلاصه و چکیده درس‌های مختلف سیاسی و اجتماعی در این واقعه هست. از جمله آنکه «چگونه باید با دشمن مواجه شد و چگونه با او سخن گفت» و همچنین «عدم تن دادن به ذلت و خواری در برابر مستکبر، ولو به قیمت جان».

سؤالی که برای من مطرح است آن است که واقعا حوزه‌های علمیه در این مملکت اسلامی چه می‌کنند؟! آیا هدف یا ماموریتی برای خود متصور هستند و برای آن برنامه‌ریزی‌های کوتاه مدت و بلند مدت دارند؟! یا اینکه فقط مدرسه‌هایی برای دور هم نشستن عده‌ای طلبه برای گذران وقت با درس و بحث‌های نه چندان نافع و در نهایت فارغ‌التحصیلی با یک عمامه بر سر هستند؟! اینکه حوزه‌های علمیه باید چه ماموریتی را دنبال کنند خود بحث مفصلی است که بماند، اما از حداقل کارهایی که آدمی انتظار دارد حوزه‌های علمیه انجام دهند آن است که یک سازماندهی و مدیریتی برای سخنرانان و خطبای مجالس و هیئت‌های مذهبی در ایام محرم داشته باشند تا با استفاده از خطیبان آموزش دیده و تربیت شده، شاهد انتقال آن پیام اصلی و کلیدی عاشورا به مردم باشیم. تأسف آور است که وهابیون بخوبی اینکار را انجام می‌دهند اما حوزه‌های علمیه ایران ... بماند.

آنچه امروزه در عمل می‌بینیم آن است که بسیاری از سخنرانان و صاحبان تریبون هیچ درکی از این فرصت ناب و طلایی ندارند و خیلی سطحی و ساده با آن برخورد می‌کنند ... این واقعا دردآور است که می‌بینی در بسیاری از هیئات مذهبی افرادی سخنرانی می‌کنند که هیچ درک و بصیرت صحیحی از واقعه عاشورا ندارند و آنچه بالای منبر برای مردم می‌گویند یا اراجیف احمقانه است یا اگر مطلب نادرستی نیست، حداقل جایش در فرصت محدود و طلایی ایام محرم نیست و آن حرف‌ها را در خیلی فرصت‌های دیگر نیز می‌توان گفت و درس اصلی عاشورا جایش را یا به اراجیف می‌دهد یا به محتوای بی‌ربط و کم ارزش.

 

۲) مداحی‌های سخیف و موهن

این مورد دوم از آن مورد اول هم رایج‌تر است و هم زیان‌بارتر ... بسیار زیاد دیده‌ام و هنوز هم می‌بینم مداحانی که محتوای نوحه‌سرایی‌هایشان چیزی جز وهن و تحقیر اهل بیت نیست! در این باره هم درد دل زیاد هست ولی من فعلا می‌خواهم به یک نکته بسنده کنم: مداحان باید دقت کنند که نوحه‌سرایی آنها باید در شأن اهل بیت و مطابق با خصوصیات بارز و برجسته آن بزرگواران باشد، نه آنکه صرفا چون (به اصطلاح خودشان) می‌خواهند از مردم اشک بگیرند، هر حرف ناشایست و ناراستی را به اهل بیت نسبت دهیم بلکه مخاطب دلش بسوزد و اشکی از چشمانش سرازیر شود!

آقایان (و بانوان) مداح باید دقت داشته باشند که هر گریه و اشکی آن ارزش عظیمی که برای اشک بر سیدالشهدا گفته شده را برخوردار نیست. اشکی آن ارزش را دارد که همراه با معرفت صحیح نسبت به عظمت واقعه عاشورا باشد ... دقت کنید که آدمی می‌تواند با دو دیدگاه بر مصیبت‌های واقعه کربلا گریه کند:

  • اول، به دید اینکه عده‌ای مظلوم ضعیف و بی‌چاره به دام جماعتی گرگ صفت افتادند و به وحشتناک‌ترین شکل ممکن به قتل رسیدند ... خب، هر آدمی که دلش از سنگ نباشد از این اتفاق متأثر می‌شود و احتمالا اشکی هم از چشمش سراریز می‌شود و به حال آن بدبخت‌های بی‌چاره تأسف می‌خورد.
  • دوم، به دید اینکه گروهی جوانمرد و آزاده در مقابل زورگویی یک مستکبر، قهرمانانه و پهلوانانه ایستادند و کوچکترین سستی و ضعفی از خود نشان ندادند و در راه آن هدف والا و آرمان ارزشمند خود، بی‌هیچ ترس و هراسی تا پای جان جنگیدند ... مردان آنان همگی پس از نبردی نمایان با سر بلندی به شهادت رسیدند و زنان آنان استوار و محکم راه مردان خود را ادامه دادند و اجازه ندادند خون آن جوانمردان پایمال گردد.

فرق بین اشک ریختن با این دو دیدگاه از فرش تا عرش است! نتیجه دیدگاه اول اشکی نه از روی عشق و احترام، بلکه صرفا از روی دلسوزی به حال جماعتی مفلوک و سیاه بخت است و باشد که چنین مصیبتی گریبان ما را نگیرد! ... اما نتیجه دیدگاه دوم، اشکی از روی احترام به حال قهرمانانی سربلند است که می‌توان (و بلکه باید) آنها را الگو قرار داد!

متاسفانه نوحه‌سرایی عمده مداحان در هیئات مذهبی ایرانی منطبق بر دیدگاه اول است و بگونه‌ای درباره رخدادهای واقعه کربلا صحبت می‌کنند که گویی درباره گروهی بدبخت و مفلوک و ضعیف صحبت می‌کنند ... معاذ الله از این گناه بزرگ! ... نتیجه چنین دیدگاهی این می‌شود که شما در برخی از جوانان و نوجوانان امروزی احترام و کشش کمتری به سمت مراسم سیدالشهدا می‌بینید و اتفاقا هم حق با آنهاست! ... گریه و زاری به حال مشتی آدم بدبخت و بی‌چاره و ضعیف چه فایده دارد؟! روحیه پرشور و نشاط یک جوان منطبق با گریه و زاری و بر سر و صورت کوبیدن به حال ضعیفان و مفلوکان نیست ...

اما اگر مداحان منطبق با دیدگاه دوم (که عین واقعیت است) نوحه‌سرایی و مدیحه‌سرایی کنند آنگاه این سوگواری برای جوان کشش و جذابیت دارد، چرا که این سوگواری در واقع بزرگداشت گروهی جوانمرد پهلوان و آزاده است و این سوگواری نه تنها دلزدگی به همراه ندارد بلکه عشق و احترام بیشتر و روزافزون به همراه دارد ... نتیجه‌گیری آنکه نوحه‌سرایی‌های نادرست و سخیف برخی مداحان بی‌بصیرت و جاهل نه تنها خدمت به امام حسین (ع) نیست، بلکه عین خیانت است! و وقتی جاهلان بی‌بصیرت تصویری ضعیف و مفلوک از شهدای کربلا به تصویر می‌کشند، نه تنها ایجاد احترام و محبت در دل مخاطب نمی‌کنند، بلکه ایجاد دلزدگی می‌کنند!

 

خداوند همه ما را دوستدار و پیرو واقعی راه سید و سالار شهیدان قرار دهد

ان شاء الله

لبیک یا حسین

 

در انتها دو نماهنگ زیبا با مداحی پرمحتوا (یکی از حاج میثم مطیعی و دیگری از حاج مهدی سلحشور) را در زیر آورده‌ام تا انشاء الله مخاطبان گرامی بهره مند شوند و این حقیر را نیز دعا بفرمایند  ...  

 

زائر کوی حسین ...  [ حاج میثم مطیعی ]
 

 

 

کی میشه ندبه‌های ما اجابت ...  [ حاج مهدی سلحشور ]

 

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۵/۰۷/۱۳
سید محمد غفاریان